درد دل با شهدا

كه دیده زیر زمین باغ خزانی را
نهان تر از سفر ریشه ها جهانی را ؟
و باد ، گرد همین خاكریز می پیچد
مگر كه فاش كند قصّه نهانی را
كه گفته خاك ، كم از آسمان بها دارد ؟
ببین در آینه خاك آسمانی را !
و دشت ، ساكت و ژرف است ، مثل اقیانوس
كه شب به سینه فرو خورده كهكشانی را
چه قدر مادرِ او چنگ زند به سینه خاك
ولی نیافت از آن سوخته ، نشانی را
ولی نیافت مگر چند تا گلوله سرد
ولی نیافت مگر مشت استخوانی را
سپس در آن طرف دشت ، لاله ای را دید
كه یافت بر اثرش باغ ارغوانی را
به سوی شهر مه آلود می كشند ، غروب
ز دشت سوخته ، از لاله كاروانی را
ببین كرامت او كه پرورش داده است
به خون جمجمه اش ، لاله جوانی را
به همین ارزانی..
درد دل با شهدا
باتوام، باتو، خدا
یک کمی معجزه کن
چند تا دوست برایم بفرست
پاکتی از کلمه جعبه ای از لبخند نامه ای هم بفرست...
کوچه های دل من باز خلوت شده است
قبل از اینکه برسم دوستی را بردن یک نفر گفت به من:
باز دیر آمده ای دوست قسمت شده است.
باتوام، باتو، خدا
یک دل قلابی یک دل خیلی بد چقدر می ارزد؟
من که هرجارفتم جار زدم:
شده این دل حراج بدوید یک دل مجانی قیمتش یک لبخند
به همین ارزانی...
هیچ وقت اما هیچ کس قلب مرا قرض نکرد هیچ کس دل نخرید...
با توام، باتو، خدا
پس بیا،این دل من ،مال خودت
من که دیگر رفتم اما ببر این دل را
دنبال خودت..
"عرفان نظر آهاری"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
« باتوام، باتو، خدا، یک کمی معجزه کن ،چند تا دوست شهید برایم بفرست »
برای یادآوری
دسته گل ها دسته دسته میروند از یاد ها
شعر دفاع مقدس
دسته گل ها دسته دسته میروند از یاد ها
گریه کن ای آسمان ، در مرگ توفان زاد ها
سخت گمنامید ، اما ای شقایق سیرتان
كیسه میدوزند با نام شما ، شیاد ها
با شما هستم! ،كه فردا كاسه ی سرهایتان
خشك میگردد برای عافیت آباد ها..
واحسرتا..
راهیان نور
خدایا دل دوباره بی قراره
دو چشم خسته چون ابر بهاره
دوباره دل هوایی گشته یارب
زتنهایی زبان بگرفته امشب
بهار آمد ولیکن بی رخ یار
ندارد میکده گرمی بازار
ز هجر خوبرویان سینه تنگ است
بهار من خدا بی آب و رنگ است
بهار بی پرستوها خزان است
بهار ودوری از گلها گران است
خدایا با که گویم غصه ها را
دلم کرده هوای لاله هارا
شقایقهای صحرایی کجایند؟
یلان دشت شیدایی کجایند؟..
موضوع انشا
درد دل با شهدا
"به نام خدا ، من می خواهم در آینده شهید بشوم. برای این که...."
معلم که خنده اش گرفته بود ،پرید وسط حرف علی و گفت:
ببین علی جان! موضوع انشاء این بود که «در آینده می خواهید چه کاره بشین».
باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی. مثلاً ، پدر خودت چه کاره است؟
آقا اجازه: شهید شده!
شلمچه
درد دل با شهدا

نگاه کن پدر این نقشه های ایران است
به من بگو که شلمچه کجای ایران است
شلمچه نیست در این نقشه های جغرافی
نگفته ای تو مگر کربلای ایران است ؟
عجیب اینکه در آن سرزمین خون افشان
پر ازدحام ترین جاده های ایران است
ز بس شهید که از آن بهشت آوردند
گمان کنم گل آب و هوای ایران است
گرفت نقشه ز دستم پدر و ابری گفت :
شلمچه ناحیه ی باصفای ایران است
برای رفتن اگر دل دلیل ما باشد
ز هر طرف بروی ابتدای ایران است
چه چشمه ها که نجوشید روی آن از خون
چه خونبهای گرانی برای ایران است
ز گوشه گوشه ی میهن در آن پلاکی هست
شلمچه نقشه ی جفرافیای ایران است
نامه دختر شهید محمد ناصری به پدر شهیدش
اخبار حوزه دفاع مقدس

نامه دختر شهید محمد ناصری به پدر شهیدش تنها یك نامه نیست، بلكه درد دل دختری است كه دوری از پدر و شرایط جامعه باعث شده است این گونه دردناك با پدر خود سخن بگوید.
متن نامه زهرا ناصری به پدرش:
«بابا جان باز سلام؛ ای پدر جان منم زهرایت؛
دختر كوچك تو ؛ ای امید من و ای شادی تنهای من ؛ به خدا این صدمین نامه بود؛ از چه رویی تو جوابم ندهی.
یاد داری كه دم رفتن تو، دامنت بگرفتم ؛ من تو را میگفتم پدر این بار نرو ؛ من همان روز، بله فهمیدم سفرت طولانیست ؛ از چه رو، ای پدرم تو به این چشم ترم هیچ توجه نكنی ؛ به خدا خسته شدم، به خدا خسته شدم.
به خدا قلب من آزرده شده ؛ چند سالیست كه من منتظرم ؛ هر صدایی كه ز در میآید ؛ همچو مرغی مجروح؛ پا برهنه سوی در تاختهام؛ بس كه عكست به بغل بگرفتم ؛ رنگ از روی من و عكس تو رفته پدر؛ من و داداش رضا بر سر عكس تو دعوا داریم؛ او فقط عكس تو را دیده پدر ؛ با جمال تو سخن میگوید
مادرم از تو برایش گفته؛ او فقط بوی تو را، ز لباست دارد ؛ بس كه پیراهنت بوییده ؛ بس كه در حال دعا روی سجاده تو اشك فشان نالیده ؛ طاقتش رفته دگر، پای او سست شده، دل او بشكسته. ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ترکش مطلب:
چه خاطراتی ما از این نامه داریم...
یادواره عاشوراییان .. شهید حامد رجایی .. زهرای حامد .. راه کربلای ایران ..
پات کو بسیجی؟
خاطرات رزمندگان

دختر سبزم! تو مقصر نیستی!
من و یارانم از طایفه مرگیم
به بیابان جنون، صحن و سرا داریم
چنگ بر دامن چنگی تپش آلود است
پای در عزمی بی چون و چرا داریم

تو مقصر نیستی
جاده بر جاده روان شد، ز عبور ما
پای از جاده كشیدن، از قوت نیست
گر شود خالی این ره، ز حضور ما
بی گمان در رگ ما خون مروت نیست
......
منبع : www.epelak.net
شعر شهدا ، دلنوشته شهدا ، مطلب شهدا 1
شعر شهدا ، دلنوشته شهدا ، مطلب شهدا ۲
شعر شهدا ، دلنوشته شهدا ، مطلب شهدا ۳
شعر شهدا ، دلنوشته شهدا ، مطلب شهدا ۴
شعر شهدا ، دلنوشته شهدا ، مطلب شهدا ۵
شعر شهدا ، دلنوشته شهدا ، مطلب شهدا ۶
شعر شهدا ، دلنوشته شهدا ، مطلب شهدا ۷
دانلود مداحی در خصوص شهدا و شهدای گمنام ،شعر شهدا ، دلنوشته شهدا ، مطلب شهدا ۱
دانلود مداحی در خصوص شهدا و شهدای گمنام ،شعر شهدا ، دلنوشته شهدا ، مطلب شهدا ۲
مطالب و خواسته های خودتان را از قسمت موضوعات - شهدا - پیگیری نمایید



